تنها ماندم،تنها رفتی
چو کاروان رود
فغانم از زمین
به آسمان رود
دور از یارم،خون می بارم
فتادم از پا،به ناتوانی ـ اسیر عشقم،چنانکه دانی
رهایی از غم،نمی توانم ـ تو چاره ای کن،که می توانی
گر ز دل بر آرم آهی،آتش از دلم خیزد
چون ستاره از مژگانم،اشک آتشین ریزد
چو کاروان رود
فغانم از زمین
به آسمان رود
دور از یارم،خون می بارم
نه حریفی تا با او غم دل گویم
نه امیدی در خاطر که تو را جویم
ای شادی جان
سرو روان
کز بر ما رفتی
از محفل ما
چون دل ما
سوی کجا رفتی
تنها ماندم،تنها رفتی
به جایی غمگسار من،فغان زار من بشنو، بازآ،بازآ
از صبا ،حکایتی ز روزگار من بشنو، بازآ،بازآ سوی رهی
چون روشنی از دیده ما رفتی
با قافله باد صبا رفتی
تنها ماندم،تنها رفتی
خواننده اصلی: بنان