پیش نوشت:باز خوانی ترانه ای زیبا از شادروان عماد رام، لطفا دوستانی که از شناسنامه این ترانه آگاهی دارند در قسمت نظرات بنویسند تا لحاظ کنم؛با سپاس
** ** **
در امید به رویم بسته بود و بسته تر شد
صدای قلب من امشب خدایا آهسته تر شد
ز دست آشنایان خسته بود و خسته تر شد
دلم دیگر نگوید قصه های عاشقانه
از آن بی مهری یار و از این رنج زمانه
زبان دل بسته بود و بسته تر شد
دلم لبریز از غم،چنان پاییز از غم
(چو مینای شکسته،خون ز دل می ریزه از غم)2
خدایا سرد و تاریکه دگر کاشانه ی دل
کسی جز غم کجا سر زد بر این ویرانه ی دل!
چه شبهایی که غم مهمان من بود تا سحر شد
نمی بینم وفا در جمع مشتاقان دریغا
نمی پاشد ز هم دنیا چرا دیگر خدایا
به درگاهت چه کردم اشک و آهم بی اثر شد؟
دلم لبریز از غم،چنان پاییز از غم
(چو مینای شکسته،خون ز دل می ریزه از غم)2 بشنوید
پی نوشت:نازنین عزیز این توضیح رو درباره ی این ترانه نوشته:
شاعر:معینی کرمانشاهی، مدت اجرا : 5:27 ، منبع : جاودانه ها 2